شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

خیابان‌هایی هم  هستند

خیابان‌هایی هم 
هستند
که عینک می‌زنند 
کفش و کلاه می‌پوشند 
تابلوهای عبور ممنوع را 
پایین کشیده
چراغ‌های قرمز را 
خاموش می‌کنند
دستشان را
زیر سر درختان می‌گذارند و
منتظر  می‌مانند
این خیابان‌ها
گره گره
مشت‌ها را 
رصد می‌کنند
فریادهای عاصی را
سر می‌کشند تا ته میدان...
تا لوله‌های تفنگ...
تا چکیدن ماشه 
بر بال‌های پرنده.

آری
این خیابان‌ها
هستند و
هنوز
بی‌نام
مانده‌اند

پروین نگهداری

تک نگاری

شعرها

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

مجتبی هژبری

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

الهام جهانبازی گوجانی

طفلکی از همان سال‌ها پيش

طفلکی از همان سال‌ها پيش

عادل حیدری

برادرم دیشب درگذشت

برادرم دیشب درگذشت

عبدالله علوی