شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

...

چند نفر کاپشنِ بادی‌شان را
 روی پهلو می‌کشند 
...

تو را لای پارچه‌ی سفید تحویل گرفتم
باید کنار می‌رفت
چنگال‌ها روی...

ذهنم چون قاره‌ای‌ست ناشناخته 
لابد چیزی در زندگی هست 
که...

بعضی شب‌ها دهانم بوی سگ می‌دهد
دلم را در چهار‌راهی می‌گذارم
...

تک نگاری

شعرها

گُرگاس

گُرگاس

شقایق شاهرودی‌زاده

از اتفاق چشم تو باران به من رسید

از اتفاق چشم تو باران به من رسید

عادل سالم

از بریده‌ها

از بریده‌ها

شهین خسروی نژاد

تلفن زنگ بزند

تلفن زنگ بزند

سارا مؤیدی