شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

امروز او را اسیر گرفته‌ام 

امروز او را اسیر گرفته‌ام 
برای خودم
دست‌هایش را باز می‌کنم.
بگذار سیگاری برایت روشن کنم 
حالا چاقوی خانگی‌ام را بردار
و روی گونه‌هایم لبخندی پاره کن
تا کسی نفهمد بین من و تو 
یک شلیک‌ فاصله است
و بعد مرا به درختی ببند 
بگذار چند پوکه مسی از دستان تو 
و چند قطره از قلب من به زمین بریزد 
می‌دانی...
من تکه‌هایی از جنگی هستم
که گلوله‌هایم را در آشپزخانه مادرم جا گذاشته‌ام

مرتضا قنبری

شعرها

در این‌جا گرد آمدیم

در این‌جا گرد آمدیم

فائزه امانی فرد

از بریده‌ها

از بریده‌ها

شهین خسروی نژاد

خیابان‌هایی هم  هستند

خیابان‌هایی هم  هستند

پروین نگهداری

نفیسه قانیان