شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

دوچرخه را که از تو گرفتند

دوچرخه را که از تو گرفتند
به‌جایش تفنگ دادند و پلاکی که گمت نکنند
عروسک را که از من
به‌جایش زخم‌هایی که خوب نمی‌شود
خوب نمی‌شوم
برایم توت‌فرنگی بیاور
و سیزده‌سالگی
و«قسم می‌خورم که دوستت دارم»هایی را
که نمی‌شکنم!
حالا تو روی آب می‌خندی
روی شانزده‌سالگی
و لب‌هایی که شهید شده‌اند
و شهید یعنی کسی که برنمی‌گردد
 

ناهید عرجونی

تک نگاری

شعرها

ه گوشم آه و فغان می‌رسد خدا را شکر

ه گوشم آه و فغان می‌رسد خدا را شکر

بهزاد گرانمایه

سه شعر برای گرگ و ماه

سه شعر برای گرگ و ماه

محمود بهرامی

تیمارستان

تیمارستان

ستار جانعلی‌­پور

 کَلَکی در کار است

کَلَکی در کار است

روح‌ انگیز کراچی