شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

...

و گیسوان مرا جنگلی تصور کن که در سیاهی خود شاخه شاخه خواهد سوخت
به بوسه...

...

از این گذرگاه پر از خار و پر از خنجر
هر چند باید زخم‌ها برداشت تا رد...

... که روزهای پر از شهد و نوشخند بیاید
که گریه بگذرد و خون تازه بند بیاید
که طی...

...

به خون آغشته گیسوی زنی در دست بادم من
در این شب، این جذامِ جن و جادو،...

...

به آفرینش یک حس تازه فکر کن و
به عشق، «عشق بدون اجازه» فکر کن...

شعرها

کولی

کولی

مهشید رستمی

کابوس

کابوس

امیربهادر کریمی

پنج شعر از محمد منافی

پنج شعر از محمد منافی

محمد منافی

این بهار را هم  نمردم و دیدم:

این بهار را هم  نمردم و دیدم:

ایرج کیا