شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

...

و گیسوان مرا جنگلی تصور کن که در سیاهی خود شاخه شاخه خواهد سوخت
به بوسه...

...

از این گذرگاه پر از خار و پر از خنجر
هر چند باید زخم‌ها برداشت تا رد...

... که روزهای پر از شهد و نوشخند بیاید
که گریه بگذرد و خون تازه بند بیاید
که طی...

...

به خون آغشته گیسوی زنی در دست بادم من
در این شب، این جذامِ جن و جادو،...

...

به آفرینش یک حس تازه فکر کن و
به عشق، «عشق بدون اجازه» فکر کن...

شعرها

آنْـدیگَری

آنْـدیگَری

جمال‌الدین بزن

زیبایی‌اش را به خیابان می‌برم

زیبایی‌اش را به خیابان می‌برم

سیمین رهنمایی

عطر تنت را 

عطر تنت را 

غلامحسین چهکندی‌نژاد

 همیشه عیدها روشن بودی

 همیشه عیدها روشن بودی

سوری احمدلو