شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

...

و گیسوان مرا جنگلی تصور کن که در سیاهی خود شاخه شاخه خواهد سوخت
به بوسه...

...

از این گذرگاه پر از خار و پر از خنجر
هر چند باید زخم‌ها برداشت تا رد...

... که روزهای پر از شهد و نوشخند بیاید
که گریه بگذرد و خون تازه بند بیاید
که طی...

...

به خون آغشته گیسوی زنی در دست بادم من
در این شب، این جذامِ جن و جادو،...

...

به آفرینش یک حس تازه فکر کن و
به عشق، «عشق بدون اجازه» فکر کن...

تک نگاری

شعرها

تو رفته‌ای 

تو رفته‌ای 

سارا خلیلی جهرمی

از گل های نبوییده

از گل های نبوییده

نصرت‌الله مسعودی

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

کوروش رنجبر

سطور بی تعبیر

سطور بی تعبیر

مهشید رستمی