شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

...

و گیسوان مرا جنگلی تصور کن که در سیاهی خود شاخه شاخه خواهد سوخت
به بوسه...

...

از این گذرگاه پر از خار و پر از خنجر
هر چند باید زخم‌ها برداشت تا رد...

... که روزهای پر از شهد و نوشخند بیاید
که گریه بگذرد و خون تازه بند بیاید
که طی...

...

به خون آغشته گیسوی زنی در دست بادم من
در این شب، این جذامِ جن و جادو،...

...

به آفرینش یک حس تازه فکر کن و
به عشق، «عشق بدون اجازه» فکر کن...

شعرها

برای احمدرضا احمدی

برای احمدرضا احمدی

م. مؤید

نشستم بی‌تفاوت روبه‌روی ماه در کافه

نشستم بی‌تفاوت روبه‌روی ماه در کافه

مهدی مهدوی

تا بوده

تا بوده

سیدعلی صالحی

«من چرا به دنیا آمدم؟»

«من چرا به دنیا آمدم؟»

احمدرضا احمدی