شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

ایکاروس

بال در بال هم
از همین نقطه 
پایان می‌گیرد آغاز
از قله‌های مغرور 
به دره‌های محزون
ایکاروس 
آی ایکاروس
چگونه از یاد برده بودی
چگونه از یاد برده بودیم
آن راز مکتوم
آن راز مهر بر موم
از آن ما نبود آیا
پرواز کبوترانی که نبودیم؟
پس همچنان که پارو می‌زنی در آسمان‌ها 
رویاهای وصله دارم
می‌خواهند بادبان تو باشند 
ایکاروس
آی ایکاروس
آفتاب سقوط می‌کند
و زمین زیر پای هیچ درختی نمی‌ایستد
فصل آخر ندارد
سنگی که بر سینه آب می‌شود 
آه ایکاروس
اگر پژواک آن راز
باز نگردد با آوازت
ای خون سبز خدایان
بر بال‌های آسمانیت
ای مغرور مجذوب 
ای حقیقت مکتوم
ایکاروس
آی ایکاروس
گاه خون می‌چکد از رویاهای زخمی 
در بستر شب‌هایی که 
هنوز تاریکند
از همین نقطه
پایان می‌گیرد آغاز
از همین نقطه 
چون شاخه گلی زیبا 
بر سینه ی صبور دریا.
 

مریم حسین زاده

تک نگاری

شاعر، زندان و شعر ...

شاعر، زندان و شعر ...

محمدرضا عبادی صوفلو

شعرها

در برهنگی بلندترین شب سال

در برهنگی بلندترین شب سال

مهتاب موسوی

گفته بودی که بازخواهی گشت

گفته بودی که بازخواهی گشت

مریم حسین‌زاده

 جاده‌ای، شاهدِ جان‌کندنِ باورهایش

جاده‌ای، شاهدِ جان‌کندنِ باورهایش

بابک دولتی

با چشم‌های نصفه‌خمارت 

با چشم‌های نصفه‌خمارت 

شهرام میرزایی