شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بسته و پیچیده

بسته و پیچیده در تعلق بندی
عشق، مرا با تو واگذاشته چندی
جرم خوشایند نیز ترس بزرگی‌ست
عشق میانسالی آن شرنگی و قندی
ما دو جهانیم در دو بعد مقارن
بوی گلی در میان خواب نژندی
نسبت ما آن‌قدر گم است که گویی
در خلاء ماه، رقص پرز پرندی
من شبح پیر عاشقانه‌سرایی
در غزلش لاشه‌ی زنان لوندی
شاعر سرگشته‌ای که حد جنونش
رند بسنجیم؛ بی‌نهایت و اندی
داد جواب غزل به بوسه و خندید
سهل‌مدارا کنی به سخت پسندی
در قفس کوچک پرنده‌ای افتاد
برگِ دَمِ مَرگی از درختِ بلندی

مهدی فرجی

شعرها

غزل بی خنده‌ات آرایه‌ای دلخواه کم دارد

غزل بی خنده‌ات آرایه‌ای دلخواه کم دارد

احد متقیان فر

ترس شب

ترس شب

رضا محمودی‌حنارود

باد ديوانه‌وار می‌چرخد، روي دلواپسیِ شب‌بوها

باد ديوانه‌وار می‌چرخد، روي دلواپسیِ شب‌بوها

فریبا حیدری

جاده‌ای سوخته مانده‌ست؛ و اخگرهایش

جاده‌ای سوخته مانده‌ست؛ و اخگرهایش

بابک دولتی