شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بسته و پیچیده

بسته و پیچیده در تعلق بندی
عشق، مرا با تو واگذاشته چندی
جرم خوشایند نیز ترس بزرگی‌ست
عشق میانسالی آن شرنگی و قندی
ما دو جهانیم در دو بعد مقارن
بوی گلی در میان خواب نژندی
نسبت ما آن‌قدر گم است که گویی
در خلاء ماه، رقص پرز پرندی
من شبح پیر عاشقانه‌سرایی
در غزلش لاشه‌ی زنان لوندی
شاعر سرگشته‌ای که حد جنونش
رند بسنجیم؛ بی‌نهایت و اندی
داد جواب غزل به بوسه و خندید
سهل‌مدارا کنی به سخت پسندی
در قفس کوچک پرنده‌ای افتاد
برگِ دَمِ مَرگی از درختِ بلندی

مهدی فرجی

تک نگاری

شعرها

این باغ سوگوار درختان بی بر است

این باغ سوگوار درختان بی بر است

رضا جمشیدی

پیش از این قلبی داشتم

پیش از این قلبی داشتم

فاطمه اسکندری عرب

جاده‌ای سوخته مانده‌ست؛ و اخگرهایش

جاده‌ای سوخته مانده‌ست؛ و اخگرهایش

بابک دولتی

آیینه می پرسد: چطوری؟!

آیینه می پرسد: چطوری؟!

بابک دولتی