شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

گذشته‌ایم از اندوه و عیشِ مختصرش

...

گذشته‌ایم از اندوه و عیشِ مختصرش
که زندگی نمی‌ارزَد به رنج و درد سرش
فقط که ریشه‌ی ما را نمی‌کَنَد از جا
به شاخه‌های شما نیز می‌خورد تبرش
خدا من و تو و او را نشست و قالب زد
برای این‌که ببالد به خلقتِ بشرش
چقدر آدم از او چوبِ بی‌صدا خورده
طبیعی است که چیزی نماند از اثرش
نمی‌شود که از این کوره راه برگردد
خراب کرده پلی را که بوده پشت سرش
سلام حضرتِ هجرت مرا ببر با خود
که زندگانیِ این‌گونه، آه، بر پدرش...

طاهره نوری

تک نگاری

شعرها

از تو نه

از تو نه

محمود معتقدی

دلگیرم از تنهایی از شب کوچه‌گردی‌ها

دلگیرم از تنهایی از شب کوچه‌گردی‌ها

مجید عزیزی

مکروه

مکروه

جمال‌الدین بزن

من خوبم 

من خوبم 

فرخنده حاجی زاده