شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

آرمیده کنار دریا

موج

رد پایِ آمدن را پاک کرده است.

 

حالا هر چند تَنِ سنگ ها

در خَلسه ای گرم

تعلیق شده.

 

چهره شان، لحظه ای

 زیر آب می برد،

 باز پس می کشد.

 خواب

 از چشم می شوید.

 

بی خاطره

بین خواب و بیداری

رو به آسمان اند.

 

 دریا

در کنارشان، آرمیده

تَن به تَنِشان می ساید.

دست، روی صورتشان، نگه می دارد.

نفسشان را بند می آوَرَد.

 

خفگی.

خفگی.

 

رها می کند.

علی نجفی

شعرها

چکامه اناهید

چکامه اناهید

صدرا یوسف زاده

 بارانِ‌ علاقه

بارانِ‌ علاقه

فرامرز سه‌دهی

این کشکرت‌های اخبار

این کشکرت‌های اخبار

حامد پورشعبان

برای این روزهای ایران...

برای این روزهای ایران...

کبری موسوی‌قهفرخی