شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بم

برای بم‌نشینان
و به تمام زلزله‌زدگان وطن

آخر این قصه نقطه نداشت.
ویرگول ابتدای شعری بود
که مو نمی‌زد با خدا

رکعت دوم بلندتر از حاشا نبود
خدا پشت فرمان خوابش برده بود
که بم‌تر از این صدا
لرزید در های‌و‌هوی زنان
که آوار می‌شوند در بلندترین یلدای سال

از بام تا بم این خیابان را
خرما به خرما گشته‌ام

این دیوارها به درد‌پریدن هم نمی‌خورند
بلندترینشان هم
کوتاه آمده از گنبد کبود...
که یکی بود و دیگر کسی نبود.

 

با صدای شاعر بشنوید.

شهرام شهیدی

تک نگاری

شاعر شهودها

شاعر شهودها

شوکا حسینی

آن کُنجِ تنهای تنهایی

آن کُنجِ تنهای تنهایی

محمدرضا عبادی صوفلو

شعرها

نجوا در باد

نجوا در باد

اقبال معتضدی

لیوان چای منتظر بودم 

لیوان چای منتظر بودم 

معین صباغ‌مقدم

سیمای تاکستان‌ها

سیمای تاکستان‌ها

غلامحسین چهکندی‌نژاد

درخت زندگی 44

درخت زندگی 44

علی ثباتی

ویدئو