شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

پله‌های چوبی این ویلای ساحلی

...

پله‌های چوبی این ویلای ساحلی
دندان‌های پوسیده‌ی پیرمردی است
که لبخند کبودش
بوی چراغ نفتی می‌دهد.

فصل‌ها چهارمیخ شده‌اند
و ما سال‌هاست
پشت بهار مانده‌ایم.

دارکوب‌ها
مغز درخت‌ها را خورده‌اند
و شاخه‌هایی که
زیر تیغ آفتاب می‌رقصند
لرزه بر شانه‌های جنگل می‌اندازند.

سایه‌ها
هراسان می‌گذرند
و هیچ کشور همسایه‌ای
به پرنده‌های ما ویزا نمی‌دهد
 

حسین نجاری

تک نگاری

شعرها

چشم‌هایم زبان منند

چشم‌هایم زبان منند

فیروزه برازجانی

سه شعر از علی بیکی

سه شعر از علی بیکی

علی بیکی

آیینه می پرسد: چطوری؟!

آیینه می پرسد: چطوری؟!

بابک دولتی

گاه، کبوتر گاه، سرباز

گاه، کبوتر گاه، سرباز

حسین طوافی