شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

شاعرها

شاعرها فکر‌ می‌کنند

کار آنهاست اگر

شعر گاهی پاچه می‌گیرد

از من به شما اما

کارِ کاریست نکرده

غذایی نخورده

عقّی نزده

 

شاعرها اینگونه‌اند

دوست دارند شعر

عضلانی باشد

غرّان و درّنده

چشم در چشم مخاطب

آماده‌ی اشارتی تا

له‌له‌زنان و آویخته

زبان پاره کند.

 

من اما شاعر نیستم

من همیشه از شعر ‌ترسیده‌ام

با این حال گاهی فکر می‌کنم

دوست داشتم شعری بگویم

سر به زیر و

دم به هوا

که زلّ نگاه نمناکش

می‌گریزد

که بماند.

آرش کاظمی

تک نگاری

بلاغتِ شورش

بلاغتِ شورش

فرشاد سنبل‌دل

شعرها

دختر مو مشکی

دختر مو مشکی

شهریار کوراوند

باد ديوانه‌وار می‌چرخد، روي دلواپسیِ شب‌بوها

باد ديوانه‌وار می‌چرخد، روي دلواپسیِ شب‌بوها

فریبا حیدری

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

تمنا مهرزاد

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

الهام جهانبازی گوجانی