شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

یک شعر

یکی نشسته و می‌شمارد روزهای تعطیل. و چیزی جانوری می‌سازد، چهره‌هایی جدید که در می‌روند از دستِ تقویم‌های باطله برای آتی. این‌جا، در روزهای بیکاری، یکی می‌خندد؛ یکی سرهای بریده‌شده را قالبِ خنده‌های گچی می‌کند، برای کالبدهای گرمِ گوشتی.
 

شهریار وقفی‌پور

تک نگاری

عطا و لقای امید

عطا و لقای امید

سید‌فرزام حسینی

شعرها

از تو نه

از تو نه

محمود معتقدی

جمهوری

جمهوری

لیلا ساتر

به موازاتِ دریا

به موازاتِ دریا

راد قنبری

...  دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

... دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

فرحناز عباسی