شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

کوچ اسب ها

دیلمان

نفس می‌کشد زیر زینِ باران

در پیچِ راه،

یالِ خیسِ اسبی

بر شانه‌های باد می‌لغزد

و کوه،

شانه بالا می‌اندازد

مثل پیرمردی

که قصه‌ی کوچ را هزار بار شنیده.

اسب‌ها می‌دانند

راه

راه است

چه باران باشد،

چه بغض.

زنِ چوپان

کودکش را در خورجین می‌گذارد

و آوازِ کوچ

در گلوی سنگ‌ها می‌پیچد.

نه آغاز،

نه پایان فقط رفتن در خطی باریک میانِ خاک و ابر.

نازنین کاویانی

تک نگاری

لئونارد کوهن فارسی

لئونارد کوهن فارسی

هادی خوانساری

بر بام گردباد

بر بام گردباد

مهدی خطیبی

شعرها

«من چرا به دنیا آمدم؟»

«من چرا به دنیا آمدم؟»

احمدرضا احمدی

گاه، کبوتر گاه، سرباز

گاه، کبوتر گاه، سرباز

حسین طوافی

از اتفاق چشم تو باران به من رسید

از اتفاق چشم تو باران به من رسید

عادل سالم

اینجا چه می‌کنی؟ گل غمگین سرخ من

اینجا چه می‌کنی؟ گل غمگین سرخ من

فرزین منصوری

ویدئو