شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

تکه‌های یپراهن

 

جز تکه‌های پیراهنت

هیچ نداشتم

امکان پذیرفتن کلمات نبود

باید می‌رفت

بلد نبود مشق بنویسد

خندیدم

گفتم زمان می‌گذرد

و ماه نزدیک‌تر نمی‌آید

باید رفت

 

تکه‌های پیراهنش را بوسیدم
و چاله‌های ماه را

با آن

پوشاندم

گریه کردم

و

تمام شد.

سیدمرتضی کاظمی

شعرها

چیزی از من در تَنده‌ی پدر جا ماند

چیزی از من در تَنده‌ی پدر جا ماند

مایرام تکیه‌ای

سفر‌نامه‌ی این تابستان

سفر‌نامه‌ی این تابستان

جواد مجابی

 ساکن یک جهان آواره

ساکن یک جهان آواره

فاطمه شمس

زمان بسته‌ست از رو باز هم امروز شمشیری

زمان بسته‌ست از رو باز هم امروز شمشیری

هادی خور شاهیان