شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

رواست تا ابدالدَهر زارزار کنم

...

رواست تا ابدالدَهر زارزار کنم
چنان‌که خون به دلِ ابرِ نوبهار کنم
ولی دریغ، که با این‌همه غمی که مراست
توانِ گریه ندارم، بگو چه کار کنم؟!
برایتان چه بخوانم؟ قناری‌ام اما
زمانه خواسته از من که قارقار کنم!
اگرچه در پیِ گل‌های دشت، خوار شدم
مباد شکوه‌ای از رونقِ بهار کنم
به غیرِ زلفِ تو یک رشته‌ی مقاوم نیست
که دل به او دهم و خویش را به دار کنم
تویی که توصیه‌ام می‌کنی به صبر، بگو
چگونه سیل خروشیده را مهار کنم؟!
عمیق، خنجر خود را بزن، که می‌خواهم
تمام عمر به این زخم افتخار کنم!

محمدرضا طاهری

شعرها

با تلویزیون

با تلویزیون

مریم فرجی

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

سوسن شدی و سرو شدی نسترن شدی

احسان بدخشانی

آزارِ تازه

آزارِ تازه

محمدعلی بهمنی

شغل تمام وقت

شغل تمام وقت

بکتاش آبتین