شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

آتش

ماهی‌ها 
برای کشتی‌ها دمی تکان می‌دهند 
کشتی‌ها
برای ملوانان جیغ می‌کشند 
و ملوانان 
که هر روز کلاه بر سر دریا می‌گذارند 
من 
در خانه‌ای اجاره‌ای نشسته‌ام
به سرنوشت ماهی‌ها 
در تن ماهی فکر می‌کنم 
به مجری اخبار 
که در نفت برنت دریای شمال غرق شده بود 
به شانه‌های زنم 
که دکل اندوه است 
در عمق آپارتمانی پنجاه‌و‌چهارمتری 
با این اوصاف 
زنم نقاشی در دریا را کامل نخواهد کرد 
او هر شب به من می‌گوید :
کسی که در دریا آتش روشن کرده 
سال‌هاست دارد به علامت می‌دهد 
اما برای کار 
ساخته نشده بود
 

امید بیگدلی

شعرها

ه گوشم آه و فغان می‌رسد خدا را شکر

ه گوشم آه و فغان می‌رسد خدا را شکر

بهزاد گرانمایه

اسب‌ها گه‌گاهی می‌آیند 

اسب‌ها گه‌گاهی می‌آیند 

مهدی ریحانی

لیوان چای منتظر بودم 

لیوان چای منتظر بودم 

معین صباغ‌مقدم

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

هادی خور شاهیان