شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

آتش

ماهی‌ها 
برای کشتی‌ها دمی تکان می‌دهند 
کشتی‌ها
برای ملوانان جیغ می‌کشند 
و ملوانان 
که هر روز کلاه بر سر دریا می‌گذارند 
من 
در خانه‌ای اجاره‌ای نشسته‌ام
به سرنوشت ماهی‌ها 
در تن ماهی فکر می‌کنم 
به مجری اخبار 
که در نفت برنت دریای شمال غرق شده بود 
به شانه‌های زنم 
که دکل اندوه است 
در عمق آپارتمانی پنجاه‌و‌چهارمتری 
با این اوصاف 
زنم نقاشی در دریا را کامل نخواهد کرد 
او هر شب به من می‌گوید :
کسی که در دریا آتش روشن کرده 
سال‌هاست دارد به علامت می‌دهد 
اما برای کار 
ساخته نشده بود
 

امید بیگدلی

شعرها

به جرم شانس نیاوردن

به جرم شانس نیاوردن

فرزین منصوری

شغل تمام وقت

شغل تمام وقت

بکتاش آبتین

شب را که ورق بزنی

شب را که ورق بزنی

علیرضا ملک زاده

هرجا می‌روم 

هرجا می‌روم 

وجیهه نوزادی