شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

تا بوده

تا بوده
من تنهاترینِ تو بوده‌ام
چه بی‌آمدِ آدمی،
چه بی بِرَفتِ جهان.

هی در من مانده به هزار و یکی نهان،
هی لمسِ وِلَرمِ لا،
هی هنوزِ عزیز،
هی همیشه‌ی حالا!

من
ساحرِ هول‌انگیزِ حروف‌ام،
خاصه به قدرِ این شبِ مَرحبا
که زن را به بعثتِ باران و بوسه
رسانده است.
 

سیدعلی صالحی

تک نگاری

شعرها

تهران

تهران

محمد ویسی

زیرپوست شهر

زیرپوست شهر

محمود معتقدی

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

فاطمه شمس

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

فرزانه میرزاخانی