شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بهار

به من بگو در سینه‌ای که قلب ندارد
کدام شاخه جوانه خواهد زد؟
کدام بلبل، عاشقانه خواهد خواند؟

به من بگو!
چگونه خانه‌ای که خالی از توست را بیدار کنم؟
در تو راه می‌روم
درونم را ازعطرت پُر می‌کنم
هر کجای این گم‌گشتگی
توهستی!
هستی؟

گفتنی‌ها را گفتم
نوبت توست حالا
بگو به ویرانه‌ای که منظره ندارد
چگونه‌ خواهی گفت: 
بهار از راه رسیده است!

من!
صندلی فرسوده‌ای را می‌شناسم که آفتابْ
رنگ از رخسارش برده
اما در سمتِ تو به انتظار
چشمْ دوخته

می‌آیی!
می‌دانم!

و این سکوتِ محزون
نغمه‌خوان خواهد شد.
 

مزدک پنجه‌­ای

تک نگاری

شجریان و شعر

شجریان و شعر

طاها افشین

دلم می‌سوزد

دلم می‌سوزد

شهریار وقفی‌پور

شعرها

 کَلَکی در کار است

کَلَکی در کار است

روح‌ انگیز کراچی

بی‌شرف های دور من: بسیار

بی‌شرف های دور من: بسیار

فرزین منصوری

یک اعلان عمومی برای تذکر دوباره

یک اعلان عمومی برای تذکر دوباره

سردار شمس‌آوری

اردبیل بایراغی

اردبیل بایراغی

مهدی آقازاده