شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

پرده‌ها ایستاده بودند

...

پرده‌ها ایستاده بودند
تماشا می‌کردند چگونه جهان سر می‌رود از انتها
چگونه در این مزارع یخ‌زده
دلم را گرم می‌کنی
و می‌لرزم از این گرما

ببین چطور سفیدی مرا در برگرفته است
اصرار دارد به بوی تو
و چگونه در حافظه‌ی ملحفه‌ها
جهان را فراموش می‌کنم

ببین چگونه قطب پراکندگی جهان
جمع می‌شود روی تخت
چگونه از لب‌های تو
شناسنامه می‌گیرد
و نامش را
که غریبه‌ترین کودک جهان است
در صدای تو به امانت می‌گذارد.

 غیاب تو در خانه می‌چرخد
پرده‌ها را می‌لرزاند
و دیوار که مصر است بر کشتن رنگ‌ها
به‌خاطر می‌آورد
آبی را وقتی می‌خندی
آبی را وقتی مشام مرا به بازی می‌گیری
آبی را وقتی صدایت به بوسه چیزی می‌گوید

گیتا شمسی

تک نگاری

نقش کتیبه ها

نقش کتیبه ها

ساتیار فرج زاده

گل فندق

گل فندق

کیوان نریمانی

شعرها

هزار سال سر راهت انتظار کشیدم

هزار سال سر راهت انتظار کشیدم

فرزانه میرزاخانی

چقدر باید پرنده شد

چقدر باید پرنده شد

سیدعلی صالحی

خوش آمدی به جهانم به این پری‌خانه

خوش آمدی به جهانم به این پری‌خانه

سیده تکتم حسینی

چه کسی  مادر کوزت را حامله کرد؟

چه کسی  مادر کوزت را حامله کرد؟

مهرگان علیدوست