شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

چقدر لاغر

...

چقدر لاغر
با دستبندی دور نازکی‌هاش
سیگاری را سروته اگر گیرانده باشی
دق بخورد نسیم دور لب‌هات
کسی که دشتی می‌خواند
می‌فهمید زوزه‌ی گرگ‌ها را
وقتی ستاره‌ چشمش را بست
فهمیدم شوخی ندارد ظلمات
نه که فکر کنی سمبولیست شده باشم
فکر کن فقط
به تو تعلق دادند دیواری که ریخته بود را
از زلزله‌ات
یک پنجره به بیرون و تیرکی بر پا
حلقه‌زدی در چکیده‌ات
صدای تخت در بی‌خوابی
و چندش دندان‌قروچه
زوزه ظلمات بود
سر به راه می‌کنند
سرراهمان با کفتار
 

کبوتر ارشدی

تک نگاری

چگونه شعر بنویسیم؟

چگونه شعر بنویسیم؟

ترجمه‌ی نازیار عُمرانی

پی بردن  به خواب سیمرغ ها

پی بردن به خواب سیمرغ ها

راد قنبری / فرامرز دهگان

شعرها

رحیل

رحیل

بهاره فریس‌آبادی

حقیقت دارد

حقیقت دارد

حامد رحمتی

سرگشته را دیگر خیال گم شدن نیست

سرگشته را دیگر خیال گم شدن نیست

مریم حاج محمدی

لاکریموسای

لاکریموسای

محمود بهرامی