شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

حالا هیچ ابلاغیه‌ای برایم نمی‌آید

...
حالا هیچ ابلاغیه‌ای برایم نمی‌آید
زن از صحنه بیرون رفته
مرد تفنگش را زمین گذاشته
حتی مهرجویی مرده
و من حتی با صدای کوتاه نمی‌خوانم: «به‌راستی صلت کدام قصیده‌ای؟»
اِی... اِی... اِی تف‌به‌گور پدر عاقد
طلاق جاری‌شده
و استخوان‌های خیابان ترک برداشته
لباس‌های شل‌و‌ول در خیابان راه می‌روند
آدم‌های کژوال تکثیر می‌شوند
که یعنی: بی‌خیالش بابا!
عقربه‌های کشدار کژوال دور زمان می‌گردند
کارگردان در خانه‌اش مرده است
و دارک‌ترین وضعیت روی پرده‌ی سینماست
ـ آقا شما شکلک در می‌آورید یا همین‌شکلی هستید؟
من همین‌شکلی تولید محتوا می‌کنم، آقا
نگاه کن بچه‌هایم را
نگاه کن آباواجدادم را
همه شکلک در می‌آوریم
ما گادترین تولیدات بی‌محتوا هستیم
ـ کات!
فردا دوباره همین صحنه‌ها را فیلم‌برداری می‌کنیم

فرامرز احمری

تک نگاری

شعرها

آیا آن‌که در کوی الکل دست دراز می‌کند، به ماه می‌رسد؟

آیا آن‌که در کوی الکل دست دراز می‌کند، به ماه می‌رسد؟

فرزین پارسی‌کیا

بدون وقفه دویدن

بدون وقفه دویدن

فرزین منصوری

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

مرتضی بختیاری

پشت پایم پرتگاهی، پرتگاهی پیشِ رویم

پشت پایم پرتگاهی، پرتگاهی پیشِ رویم

جواد محمدی فارسانی