شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

تَرَک معنای جهانِ توست

مرگ است راه می‌برد حلزون را
این‌چنین پیگیر
این‌قدْر بی‌وقفه
با رد مدامِ مسیر
                    که شفاف است بر موزاییک.

حیوانکِ مرگ‌پوش!
جانورِ فاش!
در باغچه
چه پرانتزِ نامطمئنی داری از پوست
وقت که ما بچه‌های تخس
                            ـ بی‌دلیل ـ
کفِ پا قرض می‌دهیم به عزراییل.

بر ما ببخش
                که بچه‌ایم؛
بر ما ببخش
                با گوشتِ لهیده‌ات؛
بر ما ببخش
و با صدای خردشدنِ لاک
همراهمان بنال:
ما نیز پای کُشنده‌مان را نمی‌بینیم.

میلاد کامیابیان

شعرها

پس و پیش‌تر از آن‌که ببینمت 

پس و پیش‌تر از آن‌که ببینمت 

مهدی ریحانی

چیزی از من در تَنده‌ی پدر جا ماند

چیزی از من در تَنده‌ی پدر جا ماند

مایرام تکیه‌ای

چقدر باید پرنده شد

چقدر باید پرنده شد

سیدعلی صالحی

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

فهیمه جهان آبادی