شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

تاریک می‌شود

 

تاریک می‌شود و سایه لانه را ترک می‌کند

ظلمت چشم می‌گیرد

و با خیالی نرم بر بام روزگار می‌نشیند

تاریک میشود اما دریا آرام نمی‌شود

موج پرنده‌ی نامه بر دریاست و حرف‌ها دارد

و هنگامی که خواب راه خانه را گم می‌کند

تنها رنج بی‌پایان پرسش بر تنم می‌ماند

می‌پرسم : دگر نور نمی‌آید ؟

جهان آرام و آهسته

کمی شیوا، کمی خسته

در گوشم نجوا می‌کند:

"اگر چشمانت را ببندی، نه...".

آروین مرادی

تک نگاری

شعرها

غزل بی خنده‌ات آرایه‌ای دلخواه کم دارد

غزل بی خنده‌ات آرایه‌ای دلخواه کم دارد

احد متقیان فر

همین که این در وامانده باز باز شود،

همین که این در وامانده باز باز شود،

محمود صالحی‌فارسانی

 به‌دست همه چراغی بود

به‌دست همه چراغی بود

احمدرضا احمدی

با تلویزیون

با تلویزیون

مریم فرجی

ویدئو