شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بی‌صدای باد چگونه می‌خوابی؟

...

بی‌صدای باد چگونه می‌خوابی؟

بی‌باران چگونه می‌سازی

 طاق شکسته‌ی شب را؟

و

بی‌دست‌هايت غم را چگونه می‌نويسی؟

 

 

من چشم‌های تو را

بارها كشيده‌ام

زبانه‌ی اتش را درجنگلی

 كز خوف آفتاب نمی‌تابد

 

و پرندگانی كز شوق

در خوی عريانی درختان

آسمان را به بازی میگيرند

 

 

بارها بال‌های پروانه‌ها

رقصيداند

بارها در دل غبار زمستان

   شبنم‌ها تو را خوانده‌اند

 

اما

 آن‌چه از كتاب‌ها بر می‌تابد

فضای خالی فريادی بعيد است

بی‌کسی‌ست

غربت است غایت اندوه

و

 بی‌استخوان دمیدن است

                                        از نسیم

 

 

 

آخر بدون دست‌هایت

‌‌   چگونه خواهی رفت؟

امیر خسروی

شعرها

من خوبم 

من خوبم 

فرخنده حاجی زاده

 ساکن یک جهان آواره

ساکن یک جهان آواره

فاطمه شمس

به پات هر چه مکافات می‌کشم کافی است 

به پات هر چه مکافات می‌کشم کافی است 

لیلا ساتر

ای دوریِ نزدیک

ای دوریِ نزدیک

هادی میرزانژاد موحد