شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بی‌صدای باد چگونه می‌خوابی؟

...

بی‌صدای باد چگونه می‌خوابی؟

بی‌باران چگونه می‌سازی

 طاق شکسته‌ی شب را؟

و

بی‌دست‌هايت غم را چگونه می‌نويسی؟

 

 

من چشم‌های تو را

بارها كشيده‌ام

زبانه‌ی اتش را درجنگلی

 كز خوف آفتاب نمی‌تابد

 

و پرندگانی كز شوق

در خوی عريانی درختان

آسمان را به بازی میگيرند

 

 

بارها بال‌های پروانه‌ها

رقصيداند

بارها در دل غبار زمستان

   شبنم‌ها تو را خوانده‌اند

 

اما

 آن‌چه از كتاب‌ها بر می‌تابد

فضای خالی فريادی بعيد است

بی‌کسی‌ست

غربت است غایت اندوه

و

 بی‌استخوان دمیدن است

                                        از نسیم

 

 

 

آخر بدون دست‌هایت

‌‌   چگونه خواهی رفت؟

امیر خسروی

تک نگاری

شعرها

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

هوشنگ رئوف

فَروَرگانِ چشمِ تو 

فَروَرگانِ چشمِ تو 

نازنین آیگانی

چقدر باید پرنده شد

چقدر باید پرنده شد

سیدعلی صالحی

پیش از تو نرد عشق باخته بودم

پیش از تو نرد عشق باخته بودم

فرزانه قوامی