شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

هرگز در پیِ صندلی خالی

هرگز در پیِ صندلی خالی
از جهان نبودم
از وَرا وُ ماوَرا
چارخشت و یک ستاره و
پَر از عقاب فقط
هرگز در پی صندلی خالی
از جهان نبودم
خونم از بنفشه بود و
سوسن و یاسمن
خورشید و شیهه در رگ‌هام
تابان
هرگز در پی صندلی خالی
از جهان نبودم.
 

قاسم آهنین جان

تک نگاری

شعرها

مکروه

مکروه

جمال‌الدین بزن

چوار

چوار

احمد کریمی

سفرنامه

سفرنامه

عبدالعلی عظیمی

قدمت را بزن، نمی فهمند

قدمت را بزن، نمی فهمند

محمود صالحی‌فارسانی