شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

من را اسیر

من را اسیر
من را طلسم
من را به تقلا
ای دو چشم ‌زیبا!
بر پلک‌ات زانو که رمید
رو به کوه‌ها کردم
و گریه را خواندم
تا کمرگاهِ مه‌زده‌اش
تا پسینِ ساکنِ پُر‌شکوهش
با مُهره‌ی آبی آمده بودم
و زخم
از چشم تو
کشیده می‌شد.

بهنود بهادری

شعرها

این بار برای خودم می‌نویسم

این بار برای خودم می‌نویسم

مرتضی بخشایش

من که مبهوت چنان قوی،  و رقص

من که مبهوت چنان قوی، و رقص

منصور اوجی

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

مجتبی هژبری

به موازاتِ دریا

به موازاتِ دریا

راد قنبری