شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

من را اسیر

من را اسیر
من را طلسم
من را به تقلا
ای دو چشم ‌زیبا!
بر پلک‌ات زانو که رمید
رو به کوه‌ها کردم
و گریه را خواندم
تا کمرگاهِ مه‌زده‌اش
تا پسینِ ساکنِ پُر‌شکوهش
با مُهره‌ی آبی آمده بودم
و زخم
از چشم تو
کشیده می‌شد.

بهنود بهادری

تک نگاری

نقش کتیبه ها

نقش کتیبه ها

ساتیار فرج زاده

طنز، جراحی‌ست

طنز، جراحی‌ست

سجاد گودرزی

شعرها

 همیشه عیدها روشن بودی

 همیشه عیدها روشن بودی

سوری احمدلو

تقویم پاییزی

تقویم پاییزی

بکتاش آبتین

پرنده‌ی کوچك!

پرنده‌ی کوچك!

اقبال معتضدی

کابوس

کابوس

امیربهادر کریمی