شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

من را اسیر

من را اسیر
من را طلسم
من را به تقلا
ای دو چشم ‌زیبا!
بر پلک‌ات زانو که رمید
رو به کوه‌ها کردم
و گریه را خواندم
تا کمرگاهِ مه‌زده‌اش
تا پسینِ ساکنِ پُر‌شکوهش
با مُهره‌ی آبی آمده بودم
و زخم
از چشم تو
کشیده می‌شد.

بهنود بهادری

شعرها

دشنه‌ی ماه بر فراز درختان تالاب در خواب است

دشنه‌ی ماه بر فراز درختان تالاب در خواب است

محمود بهرامی

بار امانت

بار امانت

امیررضا وکیلی

بین تمام نام‌هایی که به این‌جا رسیده‌اند

بین تمام نام‌هایی که به این‌جا رسیده‌اند

سریا داودی حموله

می‌گذارم تخت به خواب بعد‌از‌ظهرش ادامه دهد

می‌گذارم تخت به خواب بعد‌از‌ظهرش ادامه دهد

نسرین بشردوست