شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

من را اسیر

من را اسیر
من را طلسم
من را به تقلا
ای دو چشم ‌زیبا!
بر پلک‌ات زانو که رمید
رو به کوه‌ها کردم
و گریه را خواندم
تا کمرگاهِ مه‌زده‌اش
تا پسینِ ساکنِ پُر‌شکوهش
با مُهره‌ی آبی آمده بودم
و زخم
از چشم تو
کشیده می‌شد.

بهنود بهادری

تک نگاری

شعرها

هر چکامه تیغی برای خودزنی

هر چکامه تیغی برای خودزنی

شهریار کوراوند

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

الهام جهانبازی گوجانی

تو زیبایی

تو زیبایی

سکینه نودهی

بمب

بمب

بکتاش آبتین