شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

از چه بگیرم رنگ؟


از چه بگیرم رنگ؟
که نقره در نوره فرو می‌برم و
ملافه‌ی کبود
در رودخانه‌ی سدری

این صوت گُر گرفته از پهلو
میراث نفس‌های جوان توست
که از اصطکاک پلک‌ها
و زبریِ گونه‌هات
لابه‌ای در دهان زمین نشت می‌دهد

جوال بیگناهی  یکروز 
از بام‌های این کوچه 
بیرون می‌زند
و اختران بی‌زره
با تمام زیبایی‌شان
به تاوان این ننگِ رجیم
سنگ می‌خورند

از درد این قائله
سرمی‌نهم به نافه‌ی چاه  
با تکان هر شانه
ملافه از سدر بیرون می‌کشم
به گمانشان می‌خندم
بلند
به رعشه‌های پهلو گرفته‌ی ماهی 
های      های

مهدی شکارچی

تک نگاری

شعرها

همین که این در وامانده باز باز شود،

همین که این در وامانده باز باز شود،

محمود صالحی‌فارسانی

  شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

 شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

بهراد باغبانی نیک

برای احمدرضا احمدی

برای احمدرضا احمدی

م. مؤید

اضافه نشدی از به مقدار هیچ عدد

اضافه نشدی از به مقدار هیچ عدد

مظاهر شهامت