تنهایم اگر در بهانه‌های خاکسترم

تنهایم اگر در بهانه‌های خاکسترم
تنهایم اگر در سینه‌سُرخی که بوی پله‌های سیمانی گرفته است
و بوی تگرگ
سوسو می‌زنم اما 
با رگِ تَری که وسوسه‌هایم، به پَرِ سیب داده است 
این‌جا / نه این‌که کلید‌، «در» را در مسافرخانه‌ای قدیمی جا گذاشته باشد 
نه این‌که جهنم
اوج مختصری       از جرعه‌ای پاییز باشد 
تنها‌/ روی مویه‌های لاله‌ی وحشی 
حیف است 
حیف است که پیامبر 
شکسته، بنشیند و
رؤیای بریده‌بریده‌ی عروسک‌هایمان را خواب ببیند
و در شیروانی مُژه‌هایم 
برای پونه‌ی پوشیده 
و عصایش
معبدی در تمام شمع‌های جهان آرزو کند 
که البته این 
نه این‌که تو را از شفافیت سوسک‌ها 
و تارهای سفیدی 
که از یقه‌ات می‌تکانی، جدا کند 
و یا نعش‌های پنهان را 
از روی نیمکت‌های پریشان‌، جمع...
فقط/ لابه‌لای چند لحظه‌ی مُسری
میخکی 
روی صوت پروانه‌ها، می‌نشاند و 
پروانه‌ای به شال گردنت، سنجاق می‌کند 
تا سنجاقکی به سلطنت تابوت 
صراحت یک قدّیس را ببخشد 

متولد 1363، بندر گز. مجموعه‌های منتشرشده: 
«وقتی صدا را مرتکب شدم»،
«ماه حلقه‌ی بی‌انگشت»