شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

ارغوان


برای م. مؤید؛ که پناه است


ارغوان نیست       اخگر است
از درختِ جان تو می‌تابد
عناب نیست         انگبین است
شهدِ چکانش را مزمزه می‌کنم
پیچک نیست       عَشَقه است
ساقه‌ی خشک مرا می‌نوردد

باغبانِ حسرتم
خیال تو را به انگشتانم پیوند می‌زنم
مترسک‌های پیر را نوازش می‌کنم
و هنوز سرگشته‌ی آنم
که گل‌های فراموشم نکن
چه آبیِ درخشانی دارند.

هادی میرزانژاد موحد

شعرها

سربازها رفتند

سربازها رفتند

وجیهه نوزادی

مقدم بر لی لی  در سرزمین رقص

مقدم بر لی لی در سرزمین رقص

امیر خان پرور

منیک له خو مدا ونتر...

منیک له خو مدا ونتر...

جمیله چوپانی

سگ جان

سگ جان

کوروش جوان‌روح