شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

ارغوان


برای م. مؤید؛ که پناه است


ارغوان نیست       اخگر است
از درختِ جان تو می‌تابد
عناب نیست         انگبین است
شهدِ چکانش را مزمزه می‌کنم
پیچک نیست       عَشَقه است
ساقه‌ی خشک مرا می‌نوردد

باغبانِ حسرتم
خیال تو را به انگشتانم پیوند می‌زنم
مترسک‌های پیر را نوازش می‌کنم
و هنوز سرگشته‌ی آنم
که گل‌های فراموشم نکن
چه آبیِ درخشانی دارند.

هادی میرزانژاد موحد

تک نگاری

شعرها

نشستم بی‌تفاوت روبه‌روی ماه در کافه

نشستم بی‌تفاوت روبه‌روی ماه در کافه

مهدی مهدوی

می‌آیی 

می‌آیی 

م. مؤید

دو شعر از غلامرضا نصراللهی

دو شعر از غلامرضا نصراللهی

غلامرضا نصراللهی

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

«به تو که عاشقت شدم اما شوهرت به زبان زیردریایی‌ها حرف می‌زد»

مرتضی بختیاری