شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

آه اگر گلوله‌ها سلام می شدند

آه اگر گلوله‌ها سلام می شدند
مرزهای منحنی
خط بوسه‌های ممتد و مدام می‌شدند
پشت میزهای کنفرانس
روح‌های وحشی «خطابه» رام می‌شدند
روز جشن کودکانه‌ی زمین
سیم‌های متصل
حامل پیام می‌شدند
بزم‌های شاد مردمان
سرخوش از صدای جام می‌شدند
آه اگر که زندگی ادامه داشت 
جنگ‌ها تمام می‌شدند...

عبدالجبار کاکایی

تک نگاری

شعرها

شغل تمام وقت

شغل تمام وقت

بکتاش آبتین

سفرنامه

سفرنامه

عبدالعلی عظیمی

آیینه می پرسد: چطوری؟!

آیینه می پرسد: چطوری؟!

بابک دولتی

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

تمنا مهرزاد