شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

قسم به خون تو اسماعیل۱ که آفتاب نمی‌ماند
که شب تنیده به ایوان‌ها...

 برای همه‌ی زنان و دختران...

تو بادی، من تو را در جاده‌ای  بی ردِپا دیدم
تو مستوری، تو را با چشم‌های...

شعرها

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

فهیمه جهان آبادی

مزامیر غریزی

مزامیر غریزی

علی الفتی

رحیل

رحیل

بهاره فریس‌آبادی

از اتفاق چشم تو باران به من رسید

از اتفاق چشم تو باران به من رسید

عادل سالم