شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

آتش گرفته روسری‌ام گیس‌های من 

آتش گرفته روسری‌ام گیس‌های من 
فریادهای توی سرم هیس‌های من
پروانه‌های سرخ سرم را گرفته‌اند
خفاش‌ها بال و پرم را گرفته‌اند 
آتش گرفته پیرهنم تا جوانی‌ام 
شمع زبان چکیده‌ی در این همانی‌ام
جای دو بال در کمرم درد می‌کند
بغضی عجیب توی سرم درد می‌کند
تصویرهای پاره‌ای از خاطرات من 
تکرار درد واره‌ای از خاطرات من
آتش گرفته توی سرم تا عیان شود
ته مانده‌ی بضاعت آتشفشان شود
چیزی نمانده تا جگرم را به خون کشد
این عقل سرخ را به مسیر جنون کشد
راحت بسوز خشک من و خیس‌های من 
حوری‌وش تنیده به ابلیس‌های من
بخشیده‌ام هر آنچه که بود و نبود را
خشکیده‌ام دو چشم پر از ساز و رود را
دیگر تمام شد شب از خود بریدنم
دیگر تمام شد هوس خواب دیدنم 
×××
دست مرا بگیر و در این شعله خانه کن

پریا تفنگ ساز

شعرها

می‌گذارم تخت به خواب بعد‌از‌ظهرش ادامه دهد

می‌گذارم تخت به خواب بعد‌از‌ظهرش ادامه دهد

نسرین بشردوست

پیش از این قلبی داشتم

پیش از این قلبی داشتم

فاطمه اسکندری عرب

من که مبهوت چنان قوی،  و رقص

من که مبهوت چنان قوی، و رقص

منصور اوجی

بار امانت

بار امانت

امیررضا وکیلی