شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

ورق می‌زنم عکس‌های تو را

ورق می‌زنم عکس‌های تو را، که سرزنده و شاد می‌ایستی
در آیینه‌ی دوربین، مثلِ خواب، سزاوار و آزاد می‌ایستی

من امّا اسیرم به بی‌عکسی‌ام؛ ببین گوشه‌ی خنده‌هایم کج است
زنی اهلِ ویرانی‌ام، پس چرا، به پای من، آباد می‌ایستی؟

من افتاده‌ام در گناهی عمیق، که هی دست و پایم بلرزد، ولی
تو در پیشِ چشمِ هزاران نفر، به تبلیغ و ارشاد می‌ایستی

فقط در همین شعر می‌شد نوشت: ببین فرقِ ما قدرِ یک آدم است؛
که من می‌نشینم درونِ سکوت، تو امّا به فریاد می‌ایستی

مریم جعفری‌آذرمانی

شعرها

گاه، کبوتر گاه، سرباز

گاه، کبوتر گاه، سرباز

حسین طوافی

مادر

مادر

حسن بهرامی

آه از این‌همه هجرتِ بی رفتن

آه از این‌همه هجرتِ بی رفتن

سیدعلی صالحی

...  دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

... دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

فرحناز عباسی