EN
متولد ۱۳۵۹، خرمآباد .
شعرها
صوت ها
ویدئوها
کتاب ها
درد که بیاید به ساعت کاری ندارد مینشیند بر بام مثل برف....
همهچیز از گیاه شروع شد که چکیده بود باران و آن ریشههای مکنده...
طبیعی نیست بودن به این شکل که تو هستی.
پراکنده مثلِ...
ردّ پای تو هنوز آنجاست در آن آخرین یکشنبه من زلالِ ماه را برای...
به گردنههای برفگیر فکر میکنم و این ساک دستی و خودم...
محمد آزرم
محمدرضا عبادی صوفلو
هیوا مسیح
علی مسعودینیا