شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

روزی به خانه‌ی بازمی‌گردند، سربازهای کهنه‌کار جنگ

باگرامیداشت سی امین سالگردشهادت برادرم

روزی به خانه‌ی بازمی‌گردند، سربازهای کهنه‌کار جنگ
درگنجه‌ها ، تا می‌خورد روزی، پیراهنِ چرکِ دچار جنگ
یک روز، یک روزِ نه چندان دور، دوُرجهان را ریسه می‌بندند
با دست‌های پیر وخشکیده، بیوه‌ی زنان داغدار جنگ
از عکس‌های کهنه‌ی تاریخ، سرباز شادی بی‌تفنگ آن روز
بیرون می‌آید باسرود صلح، گُل می‌گذارد بر مزار جنگ
**
هرچند شاید آرزویی دووور... هرچند شاید آرزویی دیر
اما به پایان می‌رسد روزی، تک‌سرفه‌های پر غبار جنگ...

منیژه درتومیان

تک نگاری

جنینِ گمشده

جنینِ گمشده

صابر محمدی

شعرها

دو شعر ازفریبا الله وردی

دو شعر ازفریبا الله وردی

فریبا اله وردی زاده

  شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

 شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

بهراد باغبانی نیک

کابوس

کابوس

امیربهادر کریمی

مکروه

مکروه

جمال‌الدین بزن