شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

جز  آخرین غزل که به نامت شهید شد

جز  آخرین غزل که به نامت شهید شد
آتش به جان هر که زدی بایزید شد

یک لحظه از تو گفتم و یک قوم سر سپرد
گویی هر آنکه گشت مرادت، مرید شد

خلقت حدیث آینه‌ای تکه‌تکه بود
هر کس شبیه آنچه در آیینه دید شد

زخمی بزن که شب، شبِ یلدای بی‌کسی‌ست
مویم به یُمن بخت تو امشب سپید شد

در انزوای بی‌کسی‌ام ناله‌ای شکست 
شیطان پدید گشت و خدا ناپدید شد

محمدرسول بهمنی

تک نگاری

شعرها

من حواسم همیشه پرتِ توئه

من حواسم همیشه پرتِ توئه

احمد امیرخلیلی

در سلام راه‌ها

در سلام راه‌ها

ربابه قصابان

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

کوروش رنجبر

سیب‌ها دیگر حوصله‌ی قرمز شدن ندارند

سیب‌ها دیگر حوصله‌ی قرمز شدن ندارند

جلیل الیاسی