شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

مرا به آغوشت می‌کشاند

مرا به آغوشت می‌کشاند
بگیر و ببند رنگارنگ خیابان‌ها
دستانت 
دور تنم حلقه می‌شوند
شفیره می‌شوم
و درد سیاه و سفید
به  تنم پیله می‌کند
تا به خودم بیایم
پروانه‌ای شده‌ام
نشسته روی پیرهن ابریشمی‌ت.

در این گیرودار
تنها
یک چیز معلوم است
بی‌تو 
دردهای سیاه و سفید
مرا به خاک سیاه می‌نشاند.

امیر محمدی

شعرها

لای گیسوان او بگرد، با چراغ‌قوه‌ای قوی

لای گیسوان او بگرد، با چراغ‌قوه‌ای قوی

حمید حسینیان

به چه چیز جهان دلم خوش بود؟

به چه چیز جهان دلم خوش بود؟

شهرام میرزایی

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

کوروش رنجبر

مترسک

مترسک

میرحسین نونچی