شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

خانه دلتنگ غروبی خفه بود
مثل امروز که تنگ است دلم
پدرم گفت چراغ
و شب از...

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند
به دشــت پـر مـلال مـا پـرنـده پـر نمی زند

...

چه غریب ماندی ای دل! نه غمی، نه غمگساری
نه به انتظار یاری، نه ز یار انتظاری

...

ارغوان،
شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابی‌ست...

شعرها

تهران

تهران

محمد ویسی

در این‌جا گرد آمدیم

در این‌جا گرد آمدیم

فائزه امانی فرد

در خود فرو رفته‌ام

در خود فرو رفته‌ام

ربابه قصابان

از تو نه

از تو نه

محمود معتقدی