شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

مثلِ لغزیدنِ برگ از لبه‌ی پاییزم

مثلِ لغزیدنِ برگ از لبه‌ی پاییزم
چشم بر دستِ تو دارم که کجا می‌ریزم
بحث رقصیدن و چرخیدن و افتادن نیست
ترسم این است که دیگر نشود برخیزم
خوابِ سنگینِ من از دیدنِ رؤیایِ تو بود
تو مرا پرت کن از خوابِ خیال‌انگیزم
من همان قوم بهارم که تو عادت داری
قتلِ عامم کنی ای پادشهِ خون‌ریزم
عشق اصرارِ به روییدنم از شاخه‌ی توست
گرچه محکوم به خشکیدنِ در پاییزم

امین لطفی

تک نگاری

شعرها

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

مجتبی هژبری

در این‌جا گرد آمدیم

در این‌جا گرد آمدیم

فائزه امانی فرد

بی‌شرف های دور من: بسیار

بی‌شرف های دور من: بسیار

فرزین منصوری

تلفن زنگ بزند

تلفن زنگ بزند

سارا مؤیدی