شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

باد از هر کجا که می‌گذرد

باد از هر کجا که می‌گذرد
دیگر باز نمی‌گردد
سکوت را در دهان‌مان می‌گذارد
و لب‌ها
بی صدا یکدیگر را می‌خوانند
باد از هر کجا گذشته بود
می‌دانست
ما تنهاتر از آنیم که به تنهایی‌مان پناه ببریم

نیمه‌ی شهر
نیمه‌ی دیگر شهر
پر از نجواست
درختان خبر باد جن زده را به‌هم رسانده‌اند
درخت‌ها
با برگ‌های پریده‌رنگ به راه افتاده‌اند
و تنها
رد پاهایی بر خیابان مانده بود

آن سوی شهر 
باید کسی باشد
که باد را در توبره‌ای گرفتار کند
و با آیینه و سنگ
او را از خودش بیرون بکشد.

شیوا خالدی نیا

تک نگاری

نیم قرن خاص بودن

نیم قرن خاص بودن

سیامک بهرام پرور

شعرها

یا زخم زبان بر سر قلبم نگذارید 

یا زخم زبان بر سر قلبم نگذارید 

علیرضا میرزاخانی

شغل تمام وقت

شغل تمام وقت

بکتاش آبتین

برای این روزهای ایران...

برای این روزهای ایران...

کبری موسوی‌قهفرخی

این بار برای خودم می‌نویسم

این بار برای خودم می‌نویسم

مرتضی بخشایش