شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

باد از هر کجا که می‌گذرد

باد از هر کجا که می‌گذرد
دیگر باز نمی‌گردد
سکوت را در دهان‌مان می‌گذارد
و لب‌ها
بی صدا یکدیگر را می‌خوانند
باد از هر کجا گذشته بود
می‌دانست
ما تنهاتر از آنیم که به تنهایی‌مان پناه ببریم

نیمه‌ی شهر
نیمه‌ی دیگر شهر
پر از نجواست
درختان خبر باد جن زده را به‌هم رسانده‌اند
درخت‌ها
با برگ‌های پریده‌رنگ به راه افتاده‌اند
و تنها
رد پاهایی بر خیابان مانده بود

آن سوی شهر 
باید کسی باشد
که باد را در توبره‌ای گرفتار کند
و با آیینه و سنگ
او را از خودش بیرون بکشد.

شیوا خالدی نیا

تک نگاری

شعرها

گاهی به این‌جا می‌رسم

گاهی به این‌جا می‌رسم

محمود معتقدی

خوشه‌چین

خوشه‌چین

م. مؤید

هر اولاجاغین سونونا داغیلدین

هر اولاجاغین سونونا داغیلدین

حسن معصومی

چرخیدی و از دست دشمن سر درآوردی

چرخیدی و از دست دشمن سر درآوردی

احسان بدخشانی