شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

یا زخم زبان بر سر قلبم نگذارید 

یا زخم زبان بر سر قلبم نگذارید 
یا لطف کنید این‌همه مرهم نگذارید
یا «مزدِ تمام است و یا منتِ تام» است
یا سفره نچینید و یا کم نگذارید
باید که به حال خودم این بار بگریم
غم هست. شما بار، بر این غم نگذارید.
چشمان من از بی کسی‌ام ‌خشک به در شد
بر خشکیِ این چشم، دگر نم نگذارید
از باغ دل خویش نرانید کسی را
یک داغِ دگر، بر دل آدم نگذارید
دل از پس دل می‌شکند... بر سر آنید
تا ریشه‌ی دل در همه عالم نگذارید
دنیا که خودش شعله‌ور از حسرت ما هست
پس هیزم غم زیر جهنم نگذارید
القصه که یا خار دل دوست نباشید
یا روی مزارش گل مریم نگذارید

علیرضا میرزاخانی

شعرها

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

هادی خور شاهیان

سه شعر برای گرگ و ماه

سه شعر برای گرگ و ماه

محمود بهرامی

«من چرا به دنیا آمدم؟»

«من چرا به دنیا آمدم؟»

احمدرضا احمدی

مانده یک کوچه و تنها یکی از ما دو نفر

مانده یک کوچه و تنها یکی از ما دو نفر

جواد محمدی فارسانی