شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

رمیدن دو خرگوش سفید

رمیدن دو خرگوش سفید
در شیار قهقهه‌ی کبک
بهار را به تماشا آورد
ایستاد
بر آبیِ تپشی شکسته
و راه از کنار حضورش گذشت.
چرخید و نگاه
خیره کرد.


گفت: یکی بگیر
از میان جانت
و جانت،
به انگشتان مشتاق
و به رعشه‌ها.

جای سری بر شانه‌ام درد می‌کند.
خندید
در هاشورِ نور و پروانه
و گیسوی پریشان انداخت
بر گردن نسیم.
گفت: جای گلی بر ساقه.

حسین عباسیان

تک نگاری

شعرها

بیا

بیا

سیروس رومی

جمهوری

جمهوری

لیلا ساتر

پنج شعر از محمد منافی

پنج شعر از محمد منافی

محمد منافی

زنانِ اسطوره پیراهن ابریشمی می‌پوشند

زنانِ اسطوره پیراهن ابریشمی می‌پوشند

علیرضا کرمی