شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

باید برخیزم

باید برخیزم
از عصاره‌ی عَشقه
                           در معجونِ گازوئیل و روغن بریزم
تا عطری شود برای پیاده‌روی در خیابان تو
با خاک ارّه پاک کنم دستان سیاهم را 
بشویم صورت چربم را با پودر برف
و زیر بغلم دارچین بمالم
 
برای تمام موتور ها که گاز می‌خورند دستی تکان بدهم
در ابر دود 
 
خیابان که به نام تو باشد
من غریبی نمی کنم
 
در پیاده‌رو‌های تو قدم زدن
تماشای آرامش آدم‌هاست
 
باید نام کوچک تو را به یاد بیاورم.

 

نیما تقوی

تک نگاری

شعرها

سطور بی تعبیر

سطور بی تعبیر

مهشید رستمی

نجوا در باد

نجوا در باد

اقبال معتضدی

برای سحر

برای سحر

شقایق شاهرودی‌زاده

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

هوشنگ رئوف