شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

چون چهره‌ای آشنا 

چون چهره‌ای آشنا 
مرگ را می‌بینی بر درگاه خانه‌ای خالی

در من آواره بودند سه تن
خواهرانی دیوانه
که در سوگی بی‌پایان آرمیدند
چه کنم؟
قرعه‌ام نگون است 
و در چشم تاریکم
می‌بینم آن را که نمی‌شناسم
دست‌هایت را بر دست‌هایم نگه‌دار
تا حکایت کنم از آن‌ها که در گردنشان
 هراس ریسمانی محکم بود
و از ناشناس پشت درها قصه می‌گفتند
پنجره‌ها را باز کردند
 و در شکل پرندگانی که از کوچ بازمانده‌اند
به ابرها خیره شدند

و نخستین حکایت 
حکایت اوست که چون شیپوری‌های سپید 
از مکث طولانی شب در دهانش خسته بود
 و تابستان را بر مو سنجاق می‌زد
می‌گفتند در روزهای ابری
 صدای شکستن آب بر کف خیابان و خانه‌ها
صدای اوست
او که در اتاق‌های خیسِ گلویش غرق شد

غزاله مطلبی

تک نگاری

شعرها

اعتراف می‌کنم 

اعتراف می‌کنم 

مظاهر شهامت

نجوا در باد

نجوا در باد

اقبال معتضدی

دو شعر از رضا باب‌المراد

دو شعر از رضا باب‌المراد

رضا باب‌المراد

چه کسی  مادر کوزت را حامله کرد؟

چه کسی  مادر کوزت را حامله کرد؟

مهرگان علیدوست