شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

چطور فراموش کنم

چطور فراموش کنم
دست‌هایت را 
که از شباهتم 
به پیراهنی چروکیده کم می‌کرد
چطور فراموشت کنم
من و تو 
سال‌ها باهم حسرت نان را خوردیم

محمدرضا یار

تک نگاری

شعرها

اندوه انبوه

اندوه انبوه

دریا لیراوی

  شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

 شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

بهراد باغبانی نیک

 همیشه عیدها روشن بودی

 همیشه عیدها روشن بودی

سوری احمدلو

شاعر

شاعر

فریاد غفوری