شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

این شعر می‌خواسته چکامه‌ای باشد
با خاصیت آنتی‌بیوتیک
تا هر شش...

 

این را برای یک راه‌راه سربلند
یک زرافه‌ی معنوی
با...

برای این‌که کلاف سردرگمی نشوی
بی‌شک‌و‌شبهه
بی‌پرده

تروخشکش با تو بود
با تو سوخت
از سینه‌ی تو نوشید
که نتوانستم از دهان...

و گلو که پاره شد
بیات می‌شود
و چشم
...

پرده را می‌کشم
آب را می‌بندم
...

سیگار را خاموش می‌کنم
روی دست
روی صفر ٤٠١

در جست‌و‌خیزِ محدودِ
 چند‌و‌چونِ چند
برگ از درخت...

شعرها

چیزی از من در تَنده‌ی پدر جا ماند

چیزی از من در تَنده‌ی پدر جا ماند

مایرام تکیه‌ای

از ابر و چشم

از ابر و چشم

م. مؤید

چشم‌هایم زبان منند

چشم‌هایم زبان منند

فیروزه برازجانی

 خواب تمام نمی‌شود

خواب تمام نمی‌شود

مهدی اکبری فر