شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

این شعر می‌خواسته چکامه‌ای باشد
با خاصیت آنتی‌بیوتیک
تا هر شش...

 

این را برای یک راه‌راه سربلند
یک زرافه‌ی معنوی
با...

برای این‌که کلاف سردرگمی نشوی
بی‌شک‌و‌شبهه
بی‌پرده

تروخشکش با تو بود
با تو سوخت
از سینه‌ی تو نوشید
که نتوانستم از دهان...

و گلو که پاره شد
بیات می‌شود
و چشم
...

پرده را می‌کشم
آب را می‌بندم
...

سیگار را خاموش می‌کنم
روی دست
روی صفر ٤٠١

در جست‌و‌خیزِ محدودِ
 چند‌و‌چونِ چند
برگ از درخت...

شعرها

هرجا می‌روم 

هرجا می‌روم 

وجیهه نوزادی

شب را که ورق بزنی

شب را که ورق بزنی

علیرضا ملک زاده

اجماع رسانه ها جریانی اصلی دارد

اجماع رسانه ها جریانی اصلی دارد

کبوتر ارشدی

نقابی از خوشبختی

نقابی از خوشبختی

احمدرضا احمدی