شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

در یادم بمان و

در یادم بمان و
شانه‌هایم را بلرزان:
«هی، زعفران، فرزند پاییز»
بلرزان و به یادم بیار
که مادری می‌کنی.

پای آب ، سرودی‌ام که دهانی نگفته
سرب
سرب داغ و گوگرد مذاب
بر پلک نوزاد
تکانم بده: 
خدای تو، جگر را سبک می‌کند!
تا آسوده، سر به شنیدن زنگ شتر بگذارم

آتش از سر می‌گیرد و
شب
شب اول است
پس
مهربانی کن
تکانم بده
بشنو!
 

عنایت روشن

شعرها

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

هادی خور شاهیان

به آغوشت کشیدم تا بفهمی صبر یعنی چه

به آغوشت کشیدم تا بفهمی صبر یعنی چه

محسن حسینی

در برهنگی بلندترین شب سال

در برهنگی بلندترین شب سال

مهتاب موسوی

گزارش یک جشن

گزارش یک جشن

ستار جانعلی‌­پور