شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

سرنگ‌های خالی

هی بی دلیل برگشت می‌دهد 
خون را
از رگ‌ها ی برگ به برگ 
و 
از درون حفره‌ای تاریک رج می‌زند 
نبض را در سکوت اواخر سال 
حرفی نمی‌زنم اما 
انگار رنگ باخته است 
سرخی از حوالی ران‌های زنی که می‌گذرد 
و بی‌صدا 
جیغ 
خاطره‌ای دور می شود
در راهرو های تاریکِ بیمارستان ها 
حرفی نمی‌زنم اما
خیره شده‌ام 
به سرنگ‌های خالی 
که پر از هوای رفتن هستند ....

رسول رخشا

تک نگاری

طنز، جراحی‌ست

طنز، جراحی‌ست

سجاد گودرزی

شاعر مادرزاد

شاعر مادرزاد

محمد حسین بهرامیان

شعرها

 قدیمی‌ها به عاشق‌پیشه، خاطرخواه می‌گویند

قدیمی‌ها به عاشق‌پیشه، خاطرخواه می‌گویند

آیدا دانشمندی

به صورت رشد‌نیافته

به صورت رشد‌نیافته

فرخنده حاجی زاده

دو شعر از غلامرضا نصراللهی

دو شعر از غلامرضا نصراللهی

غلامرضا نصراللهی

لیوان چای منتظر بودم 

لیوان چای منتظر بودم 

معین صباغ‌مقدم