شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

مِن قبلِ بعدِ ما

افتاده بی‌تو دیگر از این چشم اتفاق
خوابی مرا به رؤیتِ مایی نمی‌برد
دستی تو را ز شاخه‌ی خم چید وُ یک‌تنه            
ساق بلوط راه به جایی نمی‌برد

رنگی پریده از سر خوابی که بی‌درنگ
بیدار در میانه‌ی فردام می‌شود
یا خویش، تن به رفتنِ بی‌خویش می‌دهد        
یا دام جای خالیِ اندام می‌شود

دریاب یاد رفته من را به نقشِ آب
من ریشه‌های قالی کرمان لوله‌ام
از بند دل بریده و در دیدگانِ تر
دیدارِ گه گدار گلو با گلوله‌ام

من در فرود آمدنت رفته‌ام فرو
در التهابِ غائیِ رفتارِ بی کسی‌م
کارَت کشیده بر کف تاریک و تیره، دست
غیرِ تو نیست لاشه به اوقات کرکسی‌م

از استخوانِ هر شبِ هفتِ تو رَستم و
بر انتهای چلّه‌ی خالی نشسته‌ام 
خونِ گذشته از تنِ حالام می‌رود
من قبلِ بعدِ ما، به چه حالی نشسته‌ام.

احسان مهتدی

تک نگاری

مستندنگاری با غزل

مستندنگاری با غزل

کبری موسوی قهفرخی

شعرها

خیابان‌هایی هم  هستند

خیابان‌هایی هم  هستند

پروین نگهداری

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

هوشنگ رئوف

از اتفاق چشم تو باران به من رسید

از اتفاق چشم تو باران به من رسید

عادل سالم

شرجی یک کابوس!

شرجی یک کابوس!

شهرام شهیدی